دستهایم زیر چانه

ناچار به زیستن ...

دستهایم زیر چانه

ناچار به زیستن ...

***تولدت مبارک همه کس!***

سلاااااااااااااااااام 

تولد منجیه گوله گولابه عزیز نازنینم مبارک یه عالمه بوووووووس  

فدات شم کی میایی پس؟؟؟؟؟؟ 

 


گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم............چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی 

 

                                                        ***** 

 

عصر یک جمعه دلگیر، 

دلم گفت: بگویم، بنویسم 

که چرا عشق به انسان نرسیدست، 

چرا آب به انسان نرسیدست، 

و هنوزم که هنوز است، غم عشق به پایان نرسیدست... 

بگو حافظ دل‌خسته ز شیراز بیاید، 

بنویسد که هنوزم که هنوز است، 

چرا یوسف گم‌گشته به کنعان نرسیدست و 

چرا کلبه احزان به گلستان نرسیدست 

عصر این جمعه دلگیر، 

وجود تو کنار دل هر بی‌دل آشفته شود حس 

 کجایی گل نرگس؟

 

پ.ن : بی تو هر روز جمعه س! 

 

                        خـــــــــــــــــب عید همگی مبارکـــــــــــــــــــــ  

 

              

 

:| !

 

Breaking News : 


رباط پای چپ یک ناکجا آبادی ایده آلیست کشیده شده! بسیار دردناک, در گچ بسر میبرد!! 

غزل پست مدرن III

یک نفر راه می رود هر شب، در سرم توی هاله ای از دود

می دود گیج روی اعصابم، توی یک جفت چشم خوابالود

صحنه ی بی حیات (ط) کوچکی ام، خانه هایی که سست و بی هالند (حالند)

توی دلتنگی اتاقی سرد، می دوم پشت لحظه ای مسدود

که گره خورده «بند»هایم را به دو تا لنگه کفش پاره شده

روی درد ِ «نمی توانم» ها، رد شدن با دو پای لخت ِ کبود

دیر می کردم از خدایی که توی مشتش دو کفشدوزک داشت

به ته ِ قصّه دوخت چشمم را، تا که خوابت مرا بگیرد زود

در سَرم مثل دود می گردد، ردّ پایی بدون هر مقصد

وسط شعرهای بی حرفم، در جهانی که بی تفاوت بود

 

«فاطمه اختصاری»

«یک بحث فمینیستی قبل از پختن سیب زمینی ها»

هویجوری

سلام 

خیلی زود تند سریع بگم که اولین امتحانه این ترمو دادیم! (همه آخریا رو میدن ما اولیو! تازه ترمم نه! میانترم! هیچیمون مثه آدم نیس! دانشگاهه داریم؟!) 

خلا۳ بـــــــــــــــــــــــــعــد نبود! خیلی استرس داشتم چون با مریض شدنم شب امتحان کلی برنامه هام بهم ریخ!  

ناخونامو اگه ببینین!  لاک زدم روشم با لاکه سفید خالخالی کردم! دختره ی خل! 

اینه دیگـــــــــــــه 

آدمای دیوونه هر کاری ازشون بر میاد 

منم که آخرشم  

اصن فیسبوخ دلمو زده!  اگه فوضولیم بذاره دیگه کم میرم اونجا 

فعلن یه گوشه وب واسه خودم مینویسمو فقطه فقط خودم  

خیلیم خوبه 

خودم با خودم فک میکنم .. سوال میکنم .. از خدا کمک میخام .. گریه هام .. درسایی که میگیرم .. تلاشام .. همه رو اونجا مینویسم 

مثه یه کامیون که همه باراشو تو یه گوداله بزرگ خالی کنه 

وای هوا شبا چه عالیه! اصن ایـ داهاته ما به چارفصل معروفه!  صُبا باهاره ظهرا تابستونه (منتها تابستونه آفریقا!) عصرا تابستونه مایل به پاییزه(!) :)) شبام پـــــایــــیــــز! 3> به به! Free Yahoo Smileys 

آااااااااره دیگه.. 

خُبس برم دیگه.. 

کاری امری فرمایشی.. 

فعلن :* 

بعد-نوشت: عزیزانم در این یادداشت شما معنی سه تا کلمه رو که تا حالا نمیدونستید دونستید! زود تند و سریع! :)))

هنو زِندَم!

سلام Free Yahoo Smileys 

فردا امتحان تاریخ هنر دارم Free Yahoo Smileys 

هیچی نخوندم Free Yahoo Smileys 

ینی هرچیم خوندم یادم نی Free Yahoo Smileys 

چیکار کنم؟ Free Yahoo Smileys 

یه عالمه س Free Yahoo Smileys 

ای بابا Free Yahoo Smileys 

زندگیه داریم؟ Free Yahoo Smileys 

از خودم نپرس! پــــــــــــــــــــــــــــــــــــوچ! 

به مامانمم دیشب گفتم 

که پـــــــــــــوچه پـــــــــــــوچم! سبُک! 

همین 

 

حرف دیگه ای ندارم 

شما مراقب خودتون باشین 

خودتون ینی هم روحـتون هم جسمتون! یه وخ مثه بقیه سطحی فک نکنین.. 

فعلن 

 

غزل پست مدرن II

رقص روی سیم های خاردار  

طبقه ی چهارم که باشی

پنجره ها را که باز کنی

-اگر پنجره ای باشد-

می توانی هوای آزاد را بفرستی توی ریه هایت

-اگر ریه ای باشد-

سیگارهایت را میشمری

یکی را می گذاری گوشه ی لب

-اگر سیگاری باشد-

و فکر می کنی چطور بزنی بیرون

از این مستطیل تاریک

که هر روز داری به جزیی از دیوارهایش تبدیل می شوی

که ذرّه ذرّه ذرّه...

خاطره هایت را از دست می دهی

-اگر خاطره ای باشد-

 

درد می کنند

استخوان هایت که دارند از تو خالی می شوند درد می کنند

استخوان هایت

- که تنها چیزی هستند که وجود دارند-

را کنار هم جمع می کنی

و فکر می کنی

طبقه ی چهارم که باشی

پنجره ها را که باز کنی

می توانی هوای آزاد را بفرستی توی ریه هایت

-اگر هوای آزادی باشد-

 

------------------------ 

شعر از: فاطمه اختصاری

غزل پست مدرن I

پرنده کوچولو

نه پرنده بود! 

نه کوچولو...! 

---

معاشران گره از زلف یار باز کنید

شبی خوش است بدین قصّه اش دراز کنید

حضور خلوت انس است و دوستان جمعند

وَ اِن یکاد بخوانید و در فراز کنید

«حافظ»

---

سبزه ها را گره زدم به غمت

غم از صبر بیشتر شده ام

سال ِ تحویل ِ زندگیت به هیچ

سیزده های در به در شده ام

سفره ای از سکوت می چینم

خسته از انتظار و دوری ها

سال هایی که آتشم زده اند

وسط چارشنبه سوری ها

بچّه بودم... و غیر عیدی و عشق

!بچّه ها از جهان چه داشته اند؟

در ِ گوشم فرشته ها گفتند

!لای قرآن «تو» را گذاشته اند

 

خواستی مثل ابرها باشی

خواستم مثل رود برگردی

سیزده روز تا تو برگشتم

سیزده روز گریه ام کردی

!ماه من بود و عشق دیوانه

تا که یکدفعه آفتاب آمد

ماهی قرمزی که قلبم بود

مُرد و آرام روی آب آمد

 

پشت اشک و چراغ قرمزها

ایستادم! دوباره مرد شدم

سبزه ای توی جوی آب اقتاد

سبز ماندم اگرچه زرد شدم

«وَ ان یکاد» ی که خواندم و خواندی

!!وسط قصّه ی درازی ها

باختم مثل بچّه ای مغرور

!توی جدّی ترین ِ بازی ها

سبزه ها را گره زدم امّا

با کدام آرزو؟ کدام دلیل؟

مثل من ذرّه ذرّه می میرند

!همه ی سال های بی تحویل

---

سیّد مهدی موسوی

اسفردگی

میدونم موضوعه جدیدی نیس ... 

ولی .. 

اصن حال و حوصله هیچی رو ندارم .. شایدم اونچیزایی رو که حوصلشونو دارم, ندارم! مثلن دلم کنسرت دف نوازی میخاد .. تئاتر میخاد ... نمایشگاه عکس و نقاشیو اینجورچیزا میخاد ... ولی هیشکودومه اینا دورو برم نیس که برمو حالم جا بیاد  

خلاصه ... 

میدونم همه کمبودایی تو زندگیشون دارن.. یا به هرشکلی جای خالی ای که هممون دوس داریم پرش کنیم ... 

ولی آدم گاهی وقتا ضعیف میشه 

نا امید میشه ... منظورم نا امیدی از خدا و اینا نیس (نگین کفر میگم  ) ولی به هر حال اینم یه جور نا امیدیه اصن بی انگیزگیمو ناامیدی تلقی میکنم 

همش حالم گرفتس 

خیلی به خودم میگم "بابا تو زندگیت عالیه اصن تو که مشکلی نداری همه چی آرومه تو چقد خوشحالی!!" ولی خودمم میدونم اینطوری نیستو پریشونیمو مرهم نمیشه  

 

خلاصه اینم از وضعه من! 

رو به را نیستم 

یا انتظار من از زندگی بالاس ... یا زندگی سطحش خیلی پایینه و منو ارضا نمیکنه! 

 

فعلن  

 

هَی وایه من!

دوستاااااااااان 

عزیزاااااااااااان 

دلاوراااااااااااان! آزادگان! بنام یزدان پیروووز باشیــــــــــد!  

نه ینی میخاستم بگم ...  دوسِتان! من یه دو سه هفته ای نِتم قطع بود! همش دلم اینجا بود  گفتم با خودم وقتی بیام همش باید پارافین جمع کنم!  آخه حتما شما در فراق من مثه شمع آب میشید!! Free Yahoo Smileys هه هه! 

خب چی خبرااااااااااااااا؟؟ خوبین؟ خوشین؟ سلامتین؟ من از همینجا با تاخیری شرم افزا(!) تولد دوست خوبمون حسیـــــن رو تبریک میگم (صاحاب وبلاگ جهان آرام ) امیدوارم که عمری طولانی و پر برکت زیر سایه ی آقا امام زمان (عج) داشته باشه و از یه جایی به بعدم زیر پرچم ایشون انشالله خدمتگذاری کنه Free Yahoo Smileys (هوای مارم داشته باشه لطفا .. یه پارتی بازی ای چیزی .. Free Yahoo Smileys ) 

 

این از این ... 

 

درسائم بگی نگی داره سنگین میشه اُه من فردا کنفرانس دارم  آماده نیستم  

آخه روز عید کی کنفرانس میده؟؟؟ اونم منبع تغزیـــــــــــــه!! اه!  

تازه چی! از صبم نیستم فردا! صبی یه چنتا کار دارم بیرون .. ظهرم با اجازتون ناهار دعوتیم .. بَهدشم تا برگردیم طول میکشه .. ساعت چارم کلاسم شورو میشه! منم که i´m not ready  

ححححح خلا3 اینم از این! 

 

خب دیگه گاوم سزارین کرده! باس تا صب بِدرسم! Free Yahoo Smileys ..................... Free Yahoo Smileys .......................Free Yahoo Smileys 

 

فِهلن Free Yahoo Smileys 

 

تولد حضرت فاطمه (س) روز زن روز مادر روزِ ... نبود؟؟ بدو بدو Free Yahoo Smileys سِد خندان یه نفر! Free Yahoo Smileys 

مبارک!! Free Yahoo Smileys 

 

Free Yahoo SmileysFree Yahoo SmileysFree Yahoo SmileysFree Yahoo SmileysFree Yahoo SmileysFree Yahoo SmileysFree Yahoo SmileysFree Yahoo SmileysFree Yahoo SmileysFree Yahoo Smileys

ناسا و معجزه پیامبر اسلام (ص)!

حسب اخباری که از ناسا انتشار یافته ، تصاویری از ماه وجود دارد که حاکی از وجود یک رشته صخره های تغییر شکل یافته در سطح ماه می باشد که تا عمق آن امتداد یافته و از نیمه دیگر آن برآمده و این دلیلی بر شکافته شدن ماه و پیوند دوباره آن در دورانی از حیات آن می باشد. 

 

در روایات اسلامی آمده که کفار مکه از پیامبر اسلام (ص) تقاضا کردند برای صدق دعوی خود ماه را به دو نیم بشکافد و به او قول دادند که اگر چنین نماید به دین اسلام و صدق گفتار او ایمان خواهند آورد... آن شب آسمان صاف و ماه به صورت کامل ( بدر) بود، پیامبر (ص) از خداوند خواست تا آنچه را که کفار مکه از او خواسته اند به آنها نشان بدهد تا ایمان بیاورند ...خداوند دعای پیامبرش را اجابت کرد ...و سپس ماه به دو نیم شکافته شد نیمی در کوه صفا و نیم دیگر در کوه قیقعان در مقابل آن قرار گرفت.کفار مکه که در حال مشاهده این واقعه بودند گفتند که محمد (ص) ما را سحر کرده است، سپس گفتند ، اگر او ما را سحر کرده باشد نمی تواند همه مردم را سحر کند، ابوجهل گفت صبر کنید تا یکی از اهل بادیه بیاید و از او سئوال کنیم که آیا انشقاق ماه را دیده است یا نه، اگر تایید کرد ایمان می آوریم و اگر نه معلوم می شود که محمد (ص) چشمان مارا سحر کرده است.بالاخره یکی از اهالی بادیه به مکه آمد و این خبر را تصدیق کرد و آنگاه ابو جهل و مشرکان گفتند " این سحر مستمر است" و آنگاه این آیات مبارک نازل شد... "اقتربت الساعة وانشق القمر ..." باری این موضوع پایان یافت و مشرکان ایمان نیاوردند. 

 

در یکی از نشستهای دکتر زغلول النجار در یکی از دانشگاههای انگلیس، وی در خصوص معجزه شق القمر در صدر اسلام به دست پیامبر (ص) به عنوان یکی از معجزات پیامبر (ص) که توط ناسا به اثبات رسیده است صحبت می کرد. در این میان یکی از حاضران که به اسلام خیلی توجه و اهتمام داشت به نام "داوود موسی بیتکوک " که در حال حاضر نیز رئیس حزب اسلامی بریتانیا است ماجرای مسلمان شدن خود را اینگونه نقل کرد:هنگامی که می خواستم در مورد اسلام تحقیق کنم یکی از دوستانم ترجمه ای از قران کریم به زبان انگلیسی را به من هدیه کرد و من نیز بطور اتفاقی آن را باز کردم و اتفاقا سوره قمر  آمد. سپس شروع به خواندن کردم ....و ماه شکافته شد...وقتی به این جمله رسیدم از خود پرسیدم آیا واقعا ماه شکافته شده است؟؟! سپس با ناباوری کتاب را بسته و به کناری گذاشتم و از تحقیق در باره اسلام هم منصرف شدم. و دیگر سراغ آن کتاب هم نرفتم. روزی در مقابل تلویزیون نشسته بودم و طبق معمول شبکه بی بی سی را مشاهده می کردم ، برنامه ای بود که در آن مجری با سه نفر از دانشمندان ناسا متخصص در علوم فضایی مصاحبه داشت. 

 موضوع برنامه جنگ ستارگان و صرف میلیاردها دلار در این راه و اعتراض به این موضوع بود. مجری با بیان اینکه صدها میلیون نفر در سراسر جهان از گرسنگی رنج می برند دانشمندان را مورد انتقاد قرار داده بود و آنان هم با بیان مفید بودن این تحقیقات در مجالات کشاورزی و صنعت و غیره از این طرحها دفاع می کردند... مجری سپس سئوال دیگری را طرح می کند بااین مضمون که "شما در یکی از سفرهای خود به ماه حوالی 100 میلیارد دولار هزینه کردید و تنها خواسته اید که پرچم آمریکا را بر روی ماه نصب کنید...آیا این عاقلانه است"؟؟!  در جواب این گوینده دانشمند آمریکایی لب به سخن گشوده و می گوید که در آن سفر ، هدف ما مطالعه ترکیب داخلی ماه بوده که بدانیم چه تشابهاتی با زمین دارد و در این زمینه به موضوع عجیبی برخورد کردیم که عبارت بود از یک کمر بندی از سنگها و صخره های تغییر شکل یافته که سطح کره ماه را به طرف عمق و به طرف سطح دیگر آن پوشانده بود و هنگامی که این اطلاعات را به زمین شناسان منتقل کردیم مایه شگفتی آنان شده و گفتند چنین چیزی امکان ندارد مگر آنکه ماه در مرحله ای از حیات خود به دو نیم تقسیم شده و سپس دوباره جمع شده باشد و به شکل اول بازگشته باشد.و این نوار از صخره های تغییر شکل یافته نتیجه برخورد دو نیمه ماه در لحظه جمع شدن و به هم پیوستن دو نیمه آن می باشد."داوود موسی بیتکوک " سپس می گوید: با شنیدن این مطلب از جای خود پریدم و گفتم این معجزه ای است که در 1400 سال قبل به دست پیامبر اسلام در قلب صحرا اتفاق افتاده و از عجایب روزگار این است که آمریکایی ها باید میلیاردها دلار خرج کنند تا آن را برای مسلمانان اثبات نمایند! بی شک این دین حق و حقیقت است...به این ترتیب سوره قمر سبب اسلام آوردن این شخص شد ، پس از آنکه عاملی برای دوری او از اسلام شده بود و این خود از دیگر معجزات اسلام است!   

  

 

  

 

 

:|

حالم تعریفی نداره 

دارم آهنگ My Immortal رو گوش میدم از گروه Evanescence ... دوسش دارم .. 

هعـــــــــــــــی.. 

نمیدونم چی بگم.. 

کاش نمیومدم وبلاگ 

اول تصمیم داشتم بیام یه چیزایی بگم 

ولی 

الان همش یادم رفته!  

همه تنم پره از ضدحال و پریشونی 

رفت تِرک بعد: 

امین رستمی- دلم گرفته 

... 

پدرمون در اومده با این یونیه کوفتی!  

مخصوصا با اون استاده مضخرفه تجسمی و طراحی! حالا خیلی عاشقشیم که دو تا درسم باهاش داریم! ایش! 

خلاصه که ................... اینطوریا 

پاشم برم تو حیاط ...  

هوای شب به پوست صورت خویش تماس دهم 

شاید 

طراوتی نو زیر پوست آلوده ام بدود 

شاید 

لبخند ماه افاقه کند 

شاید که خوب باشد هوایی تازه کنم 

باشد که اینگونه باشد! 

 

هِح! حال کردی؟؟؟ فی البداهه گفتماااااااا  

آخه من از 9 سالگی شعر میگفتم  

لتفن اگه خوشتون اومد پخشش نکنین, با تشکر  

 

قربون معرفت همتون! 

--------------------------- 

***نوشــــــــــــــــــی***

اینجا

وبلاگم تنها جا تو دنیای مجازیه که خیلی توش احساس راحتی میکنم 

امیدوارم هیچوخ ولش نکنم 

اینجا من ... 

مثل این میمونه که من جلو یه دیوار وایساده باشمو روش بنویسم .. حالا هرچی! 

و پشت سرمم گاهی آدمایی رد بشنو نوشته هامو بخونن 

بعضی از اون آدمام آدرس اون کوچه رو به خاطرشون میسپارن که بازم بیانو نوشته هامو بخونن  

قربون مثالای مفهومیم بری!  هه هه شوخی کردم رفیق! جنبه که داری هوم؟  

خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــب 

از چی بگم؟؟ 

زندگیم یه طوری شده که چیزای خوب توش ثابت نیست! 

واقعا شب که میخابم مطمئن نیستم صب که پا میشم همه چی سر جاش باشه! منظورم محبّتا و دوستیا و ایناس  

صب پا میشی میبینی دوست صمیمیت تو زرد از آب درومد! 

یا یه درخاستی از مامانت میکنیو همون درخاسته واست شَر میشه  

یا یه حرکتی از طرفت میبینی که باعث سلب اعتمادت نسبت به اون میشه 

خلاصه .. 

آدم میمونه والا! 

 

میدونی, 

محدود بودنم باعث میشه نتونم زندگیه ایده آل خودمو داشته باشم, ینی اجازشو ندارم

توقع زیادیم ندارم! 

ححححح 

بذار بیشتر در این مورد نگم .. فاز منفی میشه باز یقه خودمو میگیره! 

تو رو خدا میبینی؟ مصیبتم مصیبتای قدیم! یه ماهیتی داشت یه هدفی بود .. مثلا همین مصائب ائمه (س) .. درسته که خیـــــلی سختی کشیدنو مشکلات داشتنو کورور کورور مصیبت میریخ رو سرشون  ولی ذات اون سختیا و مشکلات یه مسئله اساسی و حیاتی بود 

مسئله دین بود 

اسلام 

اسلام یه کلمه نیست! اسلام هم خانواده سلام و سلامته ینی هرچیزی داخل این دین (راه و روش) مربوط به خوب زیستن و هرچیز مفیدی برای انسانه 

اسلام مثبته 

هیـــــــــــــــچ جنبه ی منفی ای تو اسلام نیست 

حححححح 

کاش آقا زودتر بیانو اسلامی که جدّشون برای بشر آوردن رو احیا کنن ... و ما اسلام بیاریم یعنی تسلیم بشیم در مقابل هر آنچه(!) خدا دستور میده! دستور برای بشر از این جهت کلمه سنگینیه چون همیشه این دیکتاتور ها بودن که دستور میدادن اما به چی؟ واقعا اونا به چی حکم میکردنو خدا به چی؟ آیا خدا به چیزی غیر از منفعت ما حکم میده؟ آیا او که ما رو با هدف آفریده و از خودش, از وجود خودش برای ما مایه گذاشته بد ما رو میخاد؟ به ما زور میگه؟ جدا" که او جز خیر و صلاح ما نمیخاد 

خب 

بگذارید با عرض تسلیت این روز چون شب تیره و تار, یادداشت امروز رو تموم کنم 

 

دلم را با غم مادر نوشتند     غبار چادر خاکی نوشتند 

        خدا بر بیرق عشّاق زهرا      نوشت این طایفه اهل بهشتند 

 

شهادت خانم فاطمه زهرا (س) تسلیت